جواد طیبی فعال رسانه ای استان سمنان در یادداشتی نوشت: اگر بخواهیم از سمنان فقط با چند عنوان و عدد سخن بگوییم، شاید بخشی از واقعیت را گفته باشیم اما این استان را نمیتوان در فهرستی از بناها، روستاها و جاذبهها خلاصه کرد. استان سمنان را باید زندگی کرد، از خنکای کوهستان و عطر باغهای شهمیرزاد تا سکوت کویر، از سایهسار جنگلهای هیرکانی تا شکوه کاروانسراهای تاریخی و از صدای دار گلیمبافی تا طعم غذاهای محلی.
استان سمنان سرزمینی است که جغرافیا در آن، قصهای متفاوت نوشته است. کافی است مسیر شمال تا جنوب استان را طی کنیم تا در فاصلهای نهچندان طولانی، چهره طبیعت تغییر کند؛ کوهستان جای خود را به جنگل، جنگل به دشت و دشت به پهنههای کویری میدهد. همین تنوع کمنظیر، سمنان را به مقصدی تبدیل کرده است که هر مسافر میتواند در آن، تجربهای متناسب با علاقه خود پیدا کند.
در شمال استان، شهمیرزاد با هوای دلپذیر، باغهای سرسبز و چشماندازهای کوهستانی، تصویری متفاوت از سمنان پیش روی گردشگر میگذارد. کمی دورتر، اوپرت، رودبارک و جنگلهای هیرکانی شاهرود، طبیعتدوستان را به تماشای مرز شگفتانگیز کوهستان و جنگل دعوت میکنند. در شرق استان نیز جنگل ابر، با چشماندازهای مهآلود و تنوع زیستی ارزشمند، یکی از شناختهشدهترین مقاصد طبیعتگردی منطقه است.
در میامی، دشت کالپوش با فرارسیدن فصل گل، چهرهای دیگر از طبیعت سمنان را آشکار میکند، دشتی که در فصل شکوفایی شقایقها و آفتابگردانها، به تابلویی زنده از رنگ و زندگی تبدیل میشود. در دامغان نیز طبیعت کوهستانی تویهرودبار، چشمهها و چشماندازهای طبیعی، فرصت دیگری برای تجربه آرامش در دل طبیعت فراهم میکنند.
اما سمنان تنها سرزمین کوه و جنگل نیست. در جنوب، کویر چهره دیگری از استان را نمایان میکند، کویر حاجعلیقلی دامغان، تنگه ظلمات گرمسار و پهنههای کویری، جایی برای تماشای آسمان شب، سکوت، شنهای روان و تجربه گردشگری ماجراجویانه هستند. در گرمسار نیز عوارض زمینشناختی، گنبدهای نمکی و چشماندازهای متفاوت طبیعی، بخشی از جذابیت این سرزمین را شکل دادهاند.
حیاتوحش نیز در این جغرافیای متنوع، جایگاه ویژهای دارد. پرور، پارک ملی کویر و توران تنها نامهایی بر روی نقشه نیستند، آنها بخشی از سرمایه طبیعی ایران و زیستگاه گونههای ارزشمند حیاتوحشاند. توران شاهرود بهویژه، یکی از شناختهشدهترین زیستبومهای کشور است، جایی که طبیعت، پیش از آنکه مقصد گردشگری باشد، خانه گونههایی است که حفاظت از آنها وظیفه همه ما است.
اگر طبیعت، نخستین روایت سمنان باشد، تاریخ دومین روایت آن است، تاریخی که در کوچهها، بازارها، مسجدها، خانهها، قلعهها و کاروانسراهای استان هنوز نفس میکشد.
استان سمنان در طول تاریخ، یکی از مسیرهای مهم ارتباطی شرق و غرب ایران بوده و عبور کاروانها از این سرزمین، میراثی ارزشمند از کاروانسراها را بر جای گذاشته است. میاندشت، عباسآباد، میامی، آهوان و قصر بهرام تنها چند نام از این میراث ارزشمند هستند؛ بناهایی که روزگاری محل توقف مسافران و کاروانیان بودند و امروز، خود به مقصد سفر تبدیل شدهاند.
در دامغان، مسجد تاریخانه روایتگر بخشی از تاریخ معماری ایران است و در بسطام و خرقان، مجموعهای از تاریخ، معماری و عرفان در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. چشمهعلی دامغان، خانهها و بازار های تاریخی و بناهای ارزشمند شهرهای استان نیز هرکدام پنجرهای به گذشته این سرزمین باز میکنند.
در این استان قلعهها نیز در سمنان فقط بناهایی سنگی بر فراز کوهها نیستند، آنها حافظه تاریخی سرزمینی هستند که قرنها شاهد تحولات سیاسی، اجتماعی و نظامی بوده است. گردکوه، سارو، شیرقلعه شهمیرزاد و دیگر دژهای تاریخی، داستانهایی از مقاومت، زندگی و تاریخ را در دل خود حفظ کردهاند.
اما شاید زیباترین بخش سفر به سمنان، جایی آغاز شود که گردشگر از تماشای بناها عبور کند و با مردم روبهرو شود.
روستاهای تاریخی و گردشگری استان، فرصتی برای لمس زندگی واقعی مردم فراهم میکنند، دیدن خانههای قدیمی، شنیدن گویشهای محلی، چشیدن غذاهای سنتی، آشنایی با آیینها و تماشای هنرهایی که نسلبهنسل منتقل شدهاند. در چنین سفری، گردشگر تنها یک بنا را نمیبیند، بلکه بخشی از فرهنگ یک سرزمین را تجربه میکند.
و درست در همین نقطه، صنایعدستی به پل میان گردشگر و فرهنگ مردم تبدیل میشود.
گلیم، گلیچ، جاجیم، نمد، سفال، قلمکار، دستبافتههای سنتی، محصولات ابریشمی، معرق، منبت، گرهچینی و هنرهای چوبی، تنها محصولاتی برای خرید نیستند، هرکدام بخشی از هویت و حافظه فرهنگی مردم سمناناند. پشت هر نقش گلیم، هر تار جاجیم و هر قطعه نمد، دستهای هنرمندی قرار دارد که هنر را از گذشته گرفته و برای آینده حفظ کرده است.
مهدیشهر و کلاتهخیج نیز با برخورداری از ظرفیتهای شاخص صنایعدستی، جایگاه ویژهای در این روایت دارند؛ شهرهایی که میتوان در آنها هنر را نه فقط در ویترین، بلکه در جریان زندگی و کار هنرمندان دید.
سفر به سمنان، بنابراین، صرفاً عبور از یک مقصد به مقصد دیگر نیست. اینجا میتوان صبح را در کوهستان آغاز کرد، ظهر در یک روستای تاریخی قدم زد، عصر در میان یک بازار یا کارگاه صنایعدستی به تماشای هنر نشست و شب را زیر آسمان کویر به پایان رساند.
سمنان، استان تضادهای زیبا است، جایی که کوه و کویر، جنگل و دشت، تاریخ و زندگی معاصر، سکوت کویر و هیاهوی بازارهای قدیمی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
شاید راز جذابیت این سرزمین همین باشد، اینکه برای شناختنش، یک سفر کافی نیست.
هر بار که به استان سمنان سفر میکنید، ممکن است جاذبهای تازه، روستایی تازه، طعمی تازه، هنری تازه یا روایتی تازه از مردمان این سرزمین کشف کنید.
سمنان را باید دید، اما برای فهمیدن سمنان، باید در آن مکث کرد، با مردمش همصحبت شد، در طبیعتش قدم زد، تاریخش را لمس کرد و بخشی از هنر و فرهنگش را با خود به خانه برد.
این استان، مقصد یک سفر نیست، مجموعهای از هزاران روایت است که در امتداد جاده ابریشم، در دل کوه و جنگل، در سکوت کویر و در دستان هنرمندانش هنوز ادامه دارد.
انتهای پیام/
نظر شما